چب بگم؟

از اوج حماقت مادرا چی بگم؟

خودشون تو اوج حماقت و به ابلهانه ترین روش درس خوندن و به شدت هم تاکید دارن که بچه هاشون به همون چاهی بیافتن که خودشون افتادن..

داستان از اونجایی شروع میشه که حروف الفبا شکلش، خواندنش و نوشتنش در پیش دبستان اکیدا ممنوع شد.و فقط در قالب زبان آموزی اعمال شد.. یعنی مخرج حروف رو فقط تدریس میکنن.. مثلا چه اسم هایی چه اسیایی حرف میم اولشونه و غیره...

. دلیل هم هزار و یک دلیل داره که فقط یک دلیلش رو بهتون میگم.. یک دلیل خیلی خیلی جزئی.. این که بچه ها فکر میکنن خواندن حروف الفبا یعنی سواد داشتن و از رفتن به کلاس اول خودداری میکنن!!!! یعنی بیشتر از نصف بچه هایی که الفبار رو قبل از دبستان یاد گرفتن درشون این معضل رو دیدمااا.. حتی یادمه شاگردی در سال اول داشتم که حروف الفبا هنوز مردود نشده بود.. و این هر کار بدی میکرد و میگفت من که کلاس اول نمیرم همه چی بلدم میخوام برم کلاس دوم.. نشون به اون نشون هر روز کلاس اولش رو با اشک میومد.. تا نیم ساعت اول رو نمی رفت سر کلاس و بچه هارو مدام اذیت میکرد.. و شدیدا افت تحصیلی پیدا کرد..

بماند...

داستان ما هم سر همین قضیه است..

امروز نماینده کلاس اومده میگه خانوم فلانی مادرا منو بیچاره کردن.. بس که میگن بچه های ما چیزی یاد نگرفتن  فلان کردن و بهمان کردن.. بچه های مهد قرآنی قشنگ دارن کتاب میخونن.. جمع و تفریق میخونن و غیره و ذلک..

خیلی حرف زدم.. تو سرما هم بودم.. لرزه گرفته بودم دیگه و دندونام میلرزید.. بهم گفت خوب شما همینا رو بیایید بگید بهشون.. گفتم من چند بار جلسه گذاشتم و اینا رو گفتم خانوم عزیز؟ شما همین الان برنگشتین گفتین مادرا گفتن چرا پیش دبستانی ما زبان انگلیسی نداره؟ مهد زبان داره؟ فلان غیر انتفاعی زبان داره و غیره.. من همون جلسه اول نگفتم برای بچه ای که هنوز زبان فارسی مادری خودش رو یاد نگرفته زبان انگلیسی فقط سمه؟ بچه ها به دوگانگی می افتن و از هر دو طرف می مونن.. رفت به گوششون؟

و در آخر گفتم ببین به همه اینا حق میدما.. اینا همونایی هستن که مثل ربات درس خوندن.. دو دو تا چهار تا.. هفت هفت تا چهل و نه تا حفظ کردن و مثل طوطی رفتن درس پس دادن فکر کردن شاخ غول شکستن الانم همون انتظار رو از بچه های خودشون دارن.. در حالیکه الان دیگه کلاس سوم هم هزار تا روش غیر از حفظ کردن وجود داره واسه ضرب..

حالا همین خانوم نماینده خودش از فهیم ترین مادرای کلاس منه.. بچه اش گریه میکنه که فلان کار بد رو کردم الان خانوم ستاره ام رو انداخته میگه حقته.. آدم که کار بد میکنه بایدم تنبیه بشه.. یا وقتی یه قانونی میزارم و بچه اش میگه نمیخوام میگه نمیخوام نداریم وقتی خانومت میگه حتما یه چیزی میدونه.. بچه اش هم جزو درسخون ترین و خلاق ترین بچه کلاسمه... گفتم بهش ببین خانوم فلانی شما داری میگی من هر کاری شما میدی خونه من دوباره با دخترم انجامش میدم.. این یعنی این که پیش دبستانی رو قبول داری.. میدونی که باید مطابق سیستم پیش بری.. اونی که قبول نداره دیگه به من چه.. من که نباید بیام توجیهش کنم ... من کار خودم و وظیفه خودم رو دارم انجام میدم...

بماند...

اعصابم خورده به خاطر بچه ها.. نه به خاطر مادرا.. که اینقدر تو گوششون خوندن هیچی یاد نگرفتین فکر میکنن دارن یه مشت کار مزخرف انجام میدن و به دردشون نمی خوره.. وقتی میگم فکر کنید چیز جدید بسازید با دهن های وا مونده و چشای ورقلمبیده فقط به دست من نگاه میکنن چون مادر و پدرا هیچ اختیاری بهشون ندادن و مدام گفتن اینو بکش اونو نکش.. اینو بساز اونو بساز..

بیچاره بچه های کلاسم.. حتی حق کثیف کردن مانتو های پیش دبستانشونم ندارن.. مانتو هایی که فلسفه تفاوت رنگش با مانتوی کلاس اول اینه که مادرا هی نگن کثیف نکن واسه کلاس اولت تمیز باشه.. چون اینا لباس مدرسه نیست.. اینا در واقع لباس کاره..باید کثیف بشه.. باید رنگی بشه باید چسبی بشه.. باید در اختیار مطلق خلاقیت بچه باشه و بس!!!!

مربی پیش دبستان بودن علاوه بر سختی های بیش از حد کارش درد داره.. درد این که میبینی استعداد های کشورت داره زیر پای پدر و مادراشون شکسته میشه.. هوش و زکاوت و خلاقیت شاگردات زیر سنگ دوستی های خاله خرسه خانواده هاشون له میشه.. و بدتر از همه این حرکت ها رو از کسانی می بینم که خودشون دانشگاه رفتن و درس خوندن و ادعای فهم و کمالشون دنیایی رو بر میداره..

این حرفا رو نزدم همین جوری..

واسه شما ها هم گفتم.. اونایی که بچه کوچیک دارین.. اونایی که بچه های پیش دبستان دارین.. اونایی که بچه هاتون هنوز نرفته پیش دبستان .. اونایی که نی نی تو شکمتون دارین .. اونایی که قصد بچه دار شدن دارین.. اونایی که دختر هستید و یه روزی میخواید ازدواج کنید و بچه دار بشید.. خواهش می کنم.. خواهش میکنم .. خواهش میکنم... از همین الان تمرین کنید و اون سنگ خاله خرسه رو از دستتون بندازید و اینقدر استعدادای بچه هاتونو نشونه گیری نکنید.. به خدا اونقدری که یه دیوار بزرگ خالی اتاقش با یه بسته رنگ انگشتی میتونه هوش و استعداد بچه رو زیاد کنه شصت تا کلاس زبان و موسیقی و نقاشی و کوفت و زهر مار و بسته بالا بالا و پایین پایین نمیتونه این کارو بکنه.. اونقدری که یه مشت کاغذ خورده و چسب و رنگ گواش میتونه بهش کمک کنه ریاضی و فارسی و علوم یاد بگیره اون کتابای حجیم و حوصله سر بر اسمشو نبر نمی تونه این کار رو بکنه!!!! حرفی دیگه ندارم..